او رفت و شب شد او رفت و شب شد از رفتنش گويي جانم به لب شد
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] از رفتنش گويي جانم به لب شد من مانده از آشيان جدا بي عشق خود با غم اي خدا از او نشاني نكرده پيدا فتادم از پا من گشته رسواي عالمي بي مونس و يا رو همدمي آن عشق ديرين چه شد كه ديگر رميده از ما او از دست من دامن كشيده غم در دل من آفريده افكنده ما را در دل صحرا در جستجويش تنها من مانده از آشيان جدا بي عشق خود با غم اي خدا از او نشاني نكرده پيدا فتادم از پا من گشته رسواي عالمي بي مونس و يارو همدمي آن عشق ديرين چه شد كه ديگر رميده از ما آه با اين همه راز نهانم يارم چه خواهد شد ندانم بيگانه شد آن آشنا كرد آشناي غم مرا از كلبه ام دامن كشان رفت چون روشني زين آشيان رفت من مانده از آشيان جدا بي عشق خود با غم اي خدا از او نشاني نكرده پيدا فتادم از پا من گشته رسواي عالمي بي مونس و يا رو همدمي آن عشق ديرين چه شد كه ديگر رميده از ما او رفت و شب شد او رفت و شب شد از رفتنش گويي جانم به لب شد
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] از رفتنش گويي جانم به لب شد من مانده از آشيان جدا بي عشق خود با غم اي خدا از او نشاني نكرده پيدا فتادم از پا من گشته رسواي عالمي بي مونس و يا رو همدمي آن عشق ديرين چه شد كه ديگر رميده از ما
فرستنده متن : سولماز
|