شمع شبانه من شمعم شمع شبانه در عالم گشته فسانه همه جا خود را می سوزم که شب ياران افروزم می سوزم تا به سحرگه از رازم کس نشد اگه خوش و بی پروا می سوزم که ز سر تا پا می سوزم نه وفا داری نه وفا خواهی که به قلب من ببرد راهی چو جان من افروزد همه خودبينی همه خودخواهی نشود پيدا دل آگاهی ز من وفا آموزد من و شب و پروانه من و دل ديوانه به اشک و آتش خرسند تو حال من کی دانی که خود نباشی چون من به عشق رويي پابند اگر چو آتش می سوزم شبها چو شمع گريان می سازم شبها خوشم که با غم می سازم تنها وای از هرمان من در راه محبت پا از سر نشناسم وز آتش نکنم پروا يک امشب را با شادی می سوزم تا که شود فردا دل من ز وفا می سوزد که وفا به شما اموزد در اين دنيا
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] من و شب و پروانه من و دل ديوانه به اشک و آتش خرسند تو حال من کی دانی که خود نباشی چون من به عشق رويي پابند
فرستنده متن : سعادت
|