می شد از بودن تو عالمی ترانه ساخت کهنه ها رو تازه کرد از تو یک بهانه ساخت با تو می شد که صدام همه جارو پر کنه تا قیامت اسم ما قصه ها رو پر کنه اما خیلی دیر دونستم تو فقط عروسکی کور و کر بازیچه باد مثل یه بادبادکی دل سپردن به عروسک منو گم کرد تو خودم تو رو خیلی دیر شناختم وقتی که تموم شدم نه یه دست رفیق دستام نه شریک غم بودی واسه حس کردن دردام خیلی خیلی کم بودی توی شهر بی کسی هام تو رو از دور می دیدم تا رسیدم به تو افسوس به تباهی رسیدم شهر بی عابر و خالی شهر تنهایی من بود لحظه شناختن تو لحظه تموم شدن بود
[ آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ] مگه می شه از عروسک شعر عاشقونه ساخت عاشق چیزی که نیست شدروی دریا خونه ساخت
فرستنده متن : فاطمه
|