زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یارب مباد کس را مختوم بی عنایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و می پسندی جانا روا نباشد خونریز را حمایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
[ متن آهنگ های ایرانی و موزیک آلبوم های جدید در ایران ترانه ]
عشقت رسد به فریاد، گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی، در چهارده روایت
ارسال متن توسط : peyman ghomayshi
ارسال MP3 توسط : Zhubyn Zhon (J.J)
|