و اين منم زني تنها در آستانه فصلي سرد در ابتداي درک هستي آلوده ي زمين و يأس ساده و غمناک آسمان و ناتواني اين دستهاي سيماني . زمان گذشت زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت امروز روز اول دي ماه است من راز فصلها را ميدانم و حرف لحظه ها را ميفهمم نجات دهنده در گور خفته است و خاک ، خاک پذيرنده اشارتيست به آرامش
فرستنده متن : رامین ش
|